ترانهترانه، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 15 روز سن داره

نفس مامان و بابا

نشانه ای از تو

1390/4/22 14:15
نویسنده : مامان
447 بازدید
اشتراک گذاری

شب یلدا بود

داشتیم با بابا میرفتیم خونه مامان شهین و بابا عباس نمی دونم چرا به دلم

افتاد که تو شاید باشی و من نمیخوام ازت بی خبر بمونم

دیگه آماده بودیم که بریم که من تست کردم....

اصلا باورم نمیشد فکر میکردم اشتباه دیدم یا شاید درست انجامش ندادم

واااااااااااای شکه شده بودم، اومدم به بابا گفتم که فکر کنم مثبته

اونم باورش نمیشد بهم گفت فردا صبح اول وقت برو آزمایش بده

خونه مامان بزرگ اصلا نفهمیدم چطور گذشت همش یاد تو بودم دلم میخواست

داد بزنم به همه بگم که الان یه فرشته قشنگ تو دلمههههههههه

ولی می ترسیدم که اشتباه باشه و آزمایش منفی بشه باید تا صبح صبر

میکردم صبح اول وقت رفتم آزمایشگاه و یه خانم خیلی مهربون از من خون

گرفت و گفت ساعت ۱۱ زنگ بزن جوابشو تلفنی بهت میگم

تا ساعت ۱۱ دل تو دلم نبود هر دقیقه به اندازه یه عمر میگذشت

زنگ زدم که یه خانم بداخلاق گفت هنوز آماده نیست و ۱۲ زنگ بزن

شد ۱۲ وقتی بهم گفت که مثبته همون لحظه اذان گفتن

انقدر گریه کردم که همه همکارای شرکتمون فهمیدن که من مامان شدم

اول از همه به مامان شهناز زنگ زدم می دونستم که منتظره این روزه

از خوشحالی گریه میکرد و نتونست حرف بزنه

بعدشم به مامان شهین گفتم اونم خیلیییییی خوشحال شد

خلاصه که تو اومدی تو دل مامان

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

شیما
20 بهمن 89 10:22
خیلی وبلاگ نازی داره این نی نی امیدوارم همیشه در پناه حق سالم و زیر سایه پدر و مادرش باشه
پریسا
26 بهمن 89 10:44
امیدوارم خداوند مهربون یه نی نیه سالم و سلامت بذاره تو بغلت . منم احساسم خیلی شبیه تو بود وقتی فهمیدم یه نی نی تو دلم دارم . مواظب خودت و فسقلیت باش




مرسی عزیزم